هیچ چیزی در دنیا نیست که بتواند جایگزین پافشاری گردد، ذوق و استعداد نمی تواند، زیرا در دنیا انسانهای صاحب ذوق ناموفق بسیارند. نبوغ هم نمی تواند، تحصیلات هم نمی تواند، چون جهان پر از تحصیل کردگان منزوی است.

 

تنها پافشاری و عزم است که حرف آخر را می زند، پافشاری یک راز است رازی که انسانهای موفق به خوبی از آن آگاهند، اینان می دانند که این راز عامل اصلی پیروزی است اما بازندگان پافشاری را به منزله نوعی ”تلاش انسانی” بی مورد تلقی می کنند. اکثر کسانی که شروع به یادگیری یک آلت موسیقی می کنند خیلی زود از ادامه آن مایوس می شوند.

مردم معمولا مدتی تلاش می کنند اما چون نتایج به کندی ظاهر می شود مایوس می شود و به دنبال یک کار آسان تر می روند. برای کسانی که تصمیم به موفق بودن گرقته اند، شنیدن این موضوع شگفت انگیز است که اگر ما به آنچه که انجام می دهیم چنگ بیندازیم، در زمانی بسیار کوتاه بر اکثریت مردم پیشی خواهیم گرفت، به عبارت دیگر: یک ضربه بزرگ صرفا” همان ضربه کوچکی است که تداوم یافته است.


ادیسون می گفت: ۱% نبوغ و الهام، ۹۹% بقیه اش بسته به سرشت انسان است، من هرگز هیچ کار ارزشمندی را تصادفی انجام ندادم و تمامی اختراعات من نه بر حسب تصادف، که با تلاش خستگی ناپذیر به دست آمده است.

میکل آنژ یکی از بزرگترین نقاشان و مجسمه سازان تمامی اعصار در جایی گفته است: اگر مردم می دانستند که مهارت من از چه تلاشهای طاقت فرسایی نتیجه شده، این مهارت دیگر هرگز آنها را به شگفتی وا نمی داشت. تاریخ بشریت سرشار از نمونه های بارز پافشاری است.

البته مواقعی هم هست که ناامید شدن و دست از تلاش کشیدن زیرکانه ترین حرکت است، وقتی کشتی در حال غرق شدن است دیگر وقت بیرون پریدن است، ما نباید کله شقی را با پافشاری اشتباه بگیریم، مشکل اینجاست که برای بسیاری از آدم ها، ناامیدی به صورت یک عادت و یک الگوی مزمن در آمده است. پافشاری جزء مشترک تمامی موفقیت های چشمگیر است