زندگی انسانها در سال 2050
وضعيت آب وهوا به هم ميخورد، فصلها ديگر سر جاي خود نخواهند بود، دچار مشكلات اقتصادي بزرگي خواهيم بود، از اين پس پناهندگاني بهدليل بدي آب و هوا نيز خواهيم داشت، جنگهاي فراواني بر سر مسئله تامين آب و نفت صورت خواهد گرفت و نهايت بدبختي و ويراني گريبانگير زندگي بشري خواهد شد. بنابراين از امروز بايد ديد جديدي نسبت به فرد ايمان داشته باشيم.
چند فرضيه درباره آينده
ما بدون شك در خانههايي بسيار متفاوت زندگي خواهيم كرد كه جنس مصالح به كار رفته در آن بسيار متفاوت خواهد بود؛ سيستم تهويه و منابع گرمايي منازل ما مسلما تفاوت خواهند داشت زيرا منابع انرژي كه از آن استفاده خواهيم كرد متفاوت از امروز خواهد بود. در بام خانههاي ما، صفحههاي بزرگ انرژي خورشيدي قرار خواهد داشت. پنجرههاي هوشمند خواهيم داشت كه در روز شفاف خواهند بود و در شب نوراني خواهند شد. مناظر زيباي روشن برق ديگر وجود نخواهند داشت و محيط اطراف ما بدون كمترين هزينهاي براي انرژي بهطور خودكار اداره خواهد شد.
در 50 سال ديگر اتومبيلها بهشكلي كه امروزه ميشناسيم، نخواهند بود و اتومبيلهاي امروزي ناپديد خواهند شد. وسايل نقليه عمومي بسيار مفيدتر، راحتتر و روانتر از امروز خواهند بود. در شهرها وسايط نقليه جايگزين اتومبيلهاي شخصي خواهند شد و ترامواهاي هوايي جاي آنها را ميگيرند. براي رفتن از شهري به شهر ديگر در قطارهاي سريع السيري مينشينيم كه بسيار سريعتر از قطارهاي سريع السير امروزي حركت خواهند كرد.
آنها به وسيله انرژي باد كه صدمهاي براي هيچ كسي نخواهد داشت و براي مدت طولاني ميتواند مورد استفاده قرار گيرد، تغذيه ميشوند. برعكس شايد لازم باشد براي هميشه خط بطلان روي سفرهاي طولاني با هواپيما بكشيم زيرا سفر با هواپيما هزينه بالايي خواهد داشت اگر همچنان منبع سوخت آنها از نفت تامين شود.
چه غذاهايي خواهيم خورد؟
مسلما بهترين توليدات محلي و فصلي. همانطوري كه ميدانيد توليد گوشت مقدار زيادي گاز گلخانهاي در زمين انتشار ميدهد كه براي محيطزيست بسيار زيانآور است. بنابراين ما قطعا دگرگونيهايي بايد در ذائقه فرزندانمان بدهيم و عادات غذايي آنها را تغيير دهيم و البته اين به نفع سلامتي آنها نيز خواهد بود.دنياي ما بسيار متفاوت از امروز خواهد بود ولي از جذابيت و زيباييهايش كم نخواهد شد بلكه به عكس دنيا، براي دگرگوني و اختراعات جديد باقي خواهد ماند. همه چيز خيلي سريع جايگزين خواهد شد و در سر جايش قرار خواهد گرفت.









عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از او رسم محبت بياموزي