مشغله روزهای تعطيل

شيوه زندگي زنان خانهدار در كشورمان كم و بيش از الگوهايي شبيه به هم پيروي ميكند. اين گروه از زنان وظيفه خود ميدانند تا نيازهاي زيستي خانواده را تامين كنند و البته ايجاد صلح و آرامش در خانه را نيز برعهده ميگيرند.
سبك زندگي زنان خانهدار هر چند خالي از هيجان نيست اما نيازهاي ديگر افراد خانواده معمولا بر تقاضاي زن خانهدار كه نقش مادر - همسر را بازي ميكند مقدم است.
بحثهاي زيادي درباره ارزش كار خانگي در اواخر دهه هفتاد در رسانهها منتشر شد كه البته سه چهار سالي است كه اين بحثها هم به خاموشي نشسته است.
آنچه زندگي زن خانهدار را از ديگر انواع زندگيهاي كشورمان جدا كردهاست موقعيت عجيبي است كه زنان دارند، بهعنوان مثال اگر قرار است خانواده به يك گردش يا پيك نيك دستهجمعي بروند، عملا خانم خانه وظيفه دارد تا در تهيه لوازم و مواد خوراكي مورد نياز در گردش فعاليت كند و به محض مستقر شدن در محل پيكنيك كار تعارف خوراكيها و يا آماده كردن ناهار يا شام را انجام دهد، در اين شرايط، آيا ميتوان گفت كه زن خانه دار نيز اوقات مفرحي دارد؟
از سوي ديگر، وقتي تمامي برنامهريزيهاي زن خانهدار براساس نيازهاي ديگر افراد خانوادهاست تفريح و فراغت چه معنايي دارد؟ اصلا زنان خانهدار به وقت فراغت ميانديشند؟
تا به حال به اين نكته فكر كردهايد كه تعطيلات چه نقشي در برنامه زنان خانهدار دارد؟روزهاي تعطيل زنان خانهدار هم دست از فعاليت ميكشند؟ اگر زنان خانهدار هم بخواهند در روزهاي تعطيل دست از كارهاي روزمره بكشند احتمالا در خانه شاهد يك آشوب و عصيانگري خواهيم بود.
اما ديگر ويژگي زندگي زنان خانهدار اين است كه بازنشستگي ندارند. اگر هر كارگر، كارمند، مهندس، پزشك و.... ميتواند با اين تصور زندگي كند كه پس از 30-20 سال كار ميتواند بازنشسته شده و از مستمري بازنشستگي بهرهمند شود اما زنان خانهدار حتي نميتوانند چنين دوراني را تصور كنند.
به 2 تعريف از اوقات فراغت دقت كنيد:
1- اوقات فراغت در مقابل زماني قرار ميگيرد كه فرد در الزامات اجتماعي نظام كار درگير است. بنابراين زماني است كه بيش از هر زمان ديگر فرد ميتواند بهخودش بپردازد ؛ روابط اجتماعي دلخواه و اختياري با ديگران برقرار نمايد و در آنچه از آن بهعنوان اجتماع جامعهاي، اجتماع ديني، نهادهاي مدني و... ياد ميشود مشاركت جويد.
2- اوقات فراغت به مجموعهاي از اشتغالها گفته ميشود كه افراد آن را پس از آزاد شدن از الزامات شغلي، خانوادگي و اجتماعي بهمنظور استراحت، تفريح، توسعه اطلاعات، فراگيريهاي مورد علاقه و مشاركت اجتماعي به كار ميبرند.
حالا نگاهي به زندگي زنان خانه دار پيرامونتان بيفكنيد و ببينيد كه كداميك اوقات فراغت دارند؟
نتايج يك پژوهش
رويا آسيايي و مريم عباسي پژوهشي با عنوان نقش تعطيلات در اوقات فراغت زنان خانه دار انجام دادهاند.
آنها معتقدند كه زنان در خانواده وظيفه برآوردن نيازهاي زيستي اعضاي خانواده را تقبل ميكنند، در حالي كه روزهاي تعطيل بر پايه قراردادهاي اجتماعي بنا نهاده شدهاند.
مقايسه ميزان كارهاي روزانه زنان خانه دار در يك روز تعطيل و يك روز غيرتعطيل، نشان ميدهد كه زنان خانه دار در روزهاي تعطيل از ميزان فراغت كمتري برخوردار هستند.
به عبارتي فراغت مردان در خانه براي زنان كار ايجاد ميكند. مردان از اينرو ميتوانند درون يا بيرون از خانه به فعاليتهاي فراغتي بپردازند در حاليكه مسئوليت كارهاي روزمره خانگي و نگهداري از بچهها بر عهده زنان است.
اين مقاله همچنين به درك زنان خانه دار از اوقات فراغت و نحوه گذران آن نيز ميپردازد. مقاله در كليت خود به فضا، زمان و فعاليت يعني 3 عامل تعيينكننده در گذران اوقات اشاره دارد.
نتايج اين پژوهش كه در پايگاه اطلاعرساني انسانشناسي و فرهنگ منتشر شده نشان ميدهد كه اين 2 پژوهشگر 3 عامل كليدي را در فراغت در نظر گرفتهاند كه عبارتند از: زمان، فعاليت و فضا.
اين تحقيق به شكل ميداني با بهرهگيري از ابزار مصاحبه عميق انجام شده است. افراد مورد مطالعه را 5 زن خانه دار 45-40 ساله تشكيل ميدهند كه همگي از نظر تحصيلات در سطح ديپلم و زير ديپلم هستند. همچنين از نظر درآمد خانواده تقريبا در يك سطح قرار دارند.
نتايج اين پژوهش نشان داده است كه تلقي زنان خانهدار از فراغت، اوقات بيكاري است و چون بيكاري بار معنايي منفي دارد زن خانه دار ايراني سعي ميكند بيكار نباشد.
اينكه زنان خانه دار اصرار دارند وقت بيكاري ندارند قطعا به اين معني نيست كه سراسر روز را مشغول انجام كارهاي خانگي هستند بلكه از اطلاق اين عنوان بر ساعات فراغت خود بيزارند. ديگر اينكه زنان خانهدار كمتر پيش ميآيد كه زمان خاص و برنامهريزي شدهاي را به فراغت اختصاص دهند.
دليل اين امر تيپ كار خانگي است، كار خانه از برنامه كاملا مشخصي تبعيت نميكند و پروسهاي مداوم است.
سوم اينكه نحوه گذران اوقات فراغت بستگي كامل به كار و فراغت ديگر اعضاي خانواده دارد. زنان خانه دار اوقات فراغت خود را با زمان كار و فراغت همسر و فرزندانشان تنظيم ميكنند.
مثلا چنانكه بچهها در حال درس خواندن باشند از تماشاي تلويزيون اجتناب ميكنند به عبارتي تعطيلات افراد خانه دار معمولا تابعي است از تعطيلات همسر، افراد شاغل و محصل خانواده.
ديگر اينكه برخي مواقع فعاليت فراغتي زنان خانهدار به شكلي در خدمت به اعضاي خانواده و انجام كارهاي خانه ميگذرد. مانند مربا درست كردن و يا امانت گرفتن كتاب از كتابخانه براي فرزندان.
فراغت زنان خانهدار شكل درون خانگي دارد. درست به همان شكل كه جداسازي كار و فراغت به لحاظ بعد زماني دشوار است، بسياري از زنان از فضاي يكساني براي كار و اوقات فراغت بهره ميگيرند كه عمدتا همان خانه است.
اما روزهاي تعطيل
در روزهاي تعطيل غالبا مشغله كاري زنان خانهدار بيشتر است. نگاهي به مصاحبهها كاملا بيانگر اين است كه زنان خانهدار در روزهاي تعطيل مشغله بيشتري نسبت به روزهاي عادي دارند. اصولا تقسيم بندي روزها به تعطيل و غيرتعطيل براي زنان خانه دار، مفهوم متفاوتي دارد؛ چراكه تيپ كار خانگي با كار بيرون از خانه متفاوت است.
به اين ترتيب لازم است فعاليتهاي فراغتي متناسب با زمينههاي فرهنگي و نوع كار خانگي براي زنان خانه دار در نظر گرفته شود؛ چراكه زنان در هر 3 عامل زمان، فضا و فعاليت وضعيت نامساعدي براي فراغت دارند.
وقت آنها براي اوقات و فعاليتهاي فراغتي محدود است، فضاهاي فيزيكي و اجتماعي كه زنان ميتوانند در آنجا به فعاليتهاي فراغتي بپردازند محدود است و در واقع گزينههاي اوقات فراغت آنها دچار محدوديت است.
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از او رسم محبت بياموزي